به منظور بررسي تنوع ژنتيكي و جغرافيايي لاين هاي بومي گندم نان ايران، آزمايشي در سال زراعي 78-1377 درقالب طرح سيستماتيك در دانشكده كشاورزي كرج اجرا شد و با استفاده از روش هاي چند متغيره، تنوع در صفات مورفولوژيك و فنولوژيك اين لاين ها مطالعه شد. تحليل مؤلفه هاي اصلي، 22 متغير بررسي شده رابه 8 مؤلفه با واريانس نسبي تجمعي 80.5% كاهش داد. تجزيه عاملي 21 متغير مورد بررسي رابه شش عامل مشترك باواريانس نسبي ـ تجمعي 63.6% كاهش داد. عامل ها عبارت بودند از : توليد و توزيع عملكرد اقتصادي (17.4%)، توليد ماده خشك (15.2%)،عامل مؤثر بر پنجه دهي(10.3%)، باروري (8.2%)، عوامل مؤثر بر ارتفاع گياه (6.9%) و طول دوره رشد قبل از گلدهي (5.6%). واريانس اشتراكي و واريانس خاص صفات عملكرد دانه، وزن صددانه، تعداد دانه در سنبله و تعداد پنجه بارور در گياه تحت مدل شش عاملي فوق محاسبه و واريانس هاي اشتراكي آن ها به ترتيب 98%، 93%، 93% و 84% از واريانس كل اين صفات را توجيه كردند. عوامل مشترك ششگانه فوق براي تعيين عملكرد و اجزاء آن بسيار مناسب و توجيه كننده بود. تجزيه كلاستر به روش UPGMA با درنظر گرفتن 65% شباهت درون گروهي مكان هاي مورد بررسي را در شش گروه قرار داد. تجزيه كلاستر به روش WARD، 600لاين محلي رادر شش كلاستر طبقه بندي نمود و اجراي تجزيه واريانس يك طرفه بر روي كليه صفات (با استفاده از عضويت كلاسترها به عنوان عامل گروه بندي) نشان داد كه شش كلاستر از نظر كليه صفات در سطح يك هزارم با هم تفاوت معني داري داشتند. به طوركلي تنوع ژنتيكي تابعيت و الگوپذيري قابل ملاحظه اي از تنوع جغرافيايي نشان نداد.
کلمات کلیدی:تجزيه مؤلفه هاي اصلي، تجزيه عاملي (روش حداكثر درست نمايي)، دوران وريماكس، تجزيه كلاستر (روش هاي K-means, UPGMA و WARD
باکتريهاي ريزوسفري محرک رشد گياه به طرق مستقيم و غير مستقيم باعث بهبود رشد و عملکرد گياه مي شوند. در اين تحقيق توان چهار سويه ازسودوموناسهاي فلورسنت بر شاخصهاي رشد گندم در شرايط شور مورد بررسي قرار گرفت. براي اين منظور آزمايشي گلخانه اي به صورت فاکتوريل و بر اساس طرح پايه کاملا تصادفي در سه تکرار انجام گرفت. تيمارها شامل فاکتور اول چهار سطح شوري خاک (1، 4 ،8 و 12 دسي زيمنس بر متر) از مخلوط نمکهاي (کلريد سديم + کلريدکلسيم + کلريدمنيزم با نسبت اکي والانمساوي) و فاکتور دوم پنج سطح سويه باکتري (چهار مايه تلقيح شامل سودوموناس فلورسنس 153، سودوموناس فلورسنس 169، سودوموناس پوتيدا 108، سودوموناس پوتيدا 4 و شاهد (بدون تلقيح) بود. بذرهاي گندم رقم مهدوي پس از تلقيح با سويه هاي مورد نظر در گلدانها کاشته شدند. در دوره رشد گياه رطوبت گلدانها با اضافه کردن آب مقطر در محدوده 80 درصد ظرفيت مزرعه نگهداري شدند. قبل از برداشت، شاخص هاي رشد گياه شامل ارتفاع گياه، طول خوشه و تعداد پنجه و سپس وزن خشک اندام هوايي و عملکرد دانه تعيين شدند.
كليد واژه: باکتريهاي ريزوسفري محرک رشد گياه، تنش شوري، گندم، عملکرد
به منظور بررسي اثر قارچ هاي ميکوريز وسيکولار- آربوسکولار (VA) فسفر و تنش خشکي بر کارآيي جذب عناصر غذايي در گياه گندم، سه عامل قارچ (در دو سطح، کاربرد و عدم کاربرد آن)، فسفر در سه سطح 6 و 12 گرم P2O5 در متر مربع) و آبياري (از مرحله ظهور سنبله در پنج سطح 55.1، 46.2، 36.1، 24.8 و 10.5 ميلي متر آب در هر دور آبياري) بر اساس روش هنکس و همکاران (Hanks et al., 1980) در 3 تکرار بر روي گندم مهدوي بررسي گرديدند. بر اساس نتايج به دست آمده، کاربرد قارچ سبب افزايش کارآيي جذب فسفر و پتاسيم گرديد و اثر فسفر نيز بر صفات مذکور در سطح 1 درصد معني دار بود. بين کاربرد و عدم کاربرد قارچ از نظر کارآيي جذب ازت تفاوت معني داري وجود نداشت. در حالي که سطوح مختلف فسفر از لحاظ اين صفت اختلاف معني دار در سطح 1 درصد نشان دادند. مقايسه ميانگين اثر متقابل سه گانه قارچ، فسفر و آبياري بر روي کارآيي جذب فسفر مشخص نمود که در گياه گندم همزيست با قارچ ميکوريز VA در شرايطي که 46.2 ميلي متر آب در هر دور آبياري بدون مصرف فسفر در نظر گرفته شد، بيشترين کارآيي جذب فسفر (428.7 گرم فسفر جذب شده به ازاي هر کيلوگرم فسفر قابل جذب خاک) مشاهده گرديد. در حالي که در گياه گندم غير همزيست، بالاترين ميزان اين صفت (295 گرم فسفر جذب شده به ازاي هر کيلوگرم فسفر قابل جذب خاک) ناشي از مصرف 55.1 ميلي متر آب در هر دور آبياري و 6 گرم P2O5 در متر مربع بود.
به منظور مطالعه اثر شوري آب با روش آبياري باراني بر عملکرد ارقام مختلف گندم با اختلاط آب شور و شيرين، آزمايشي در سال زراعي 77-1376 در ايستگاه تحقيقات کشاورزي رودشت اصفهان به صورت کرت هاي يک بار خرد شده، در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي و در چهار تکرار اجرا گرديد. کرت هاي اصلي به چهار تيمار آب (با هدايت الکتريکي آب متوسط 5، 7، 9 و 11 دسي زيمنس بر متر) و کرت هاي فرعي به چهار رقم گندم (مهدوي، کراس سرخ تخم، قدس و نيک نژاد) اختصاص يافت. هر تکرار آزمايش به ابعاد 30×15 متر بود که در رئوس شبکه 15×15 متري از آبپاش هاي نلسون با زاويه پاشش 360 درجه و به شعاع پرتاب آب حدود 15 متر قرار داشت. به منظور آبياري کرت ها از روش تلفيقي باراني آب شيرين و شور استفاده به عمل آمد. مقايسه ميانگين داده هاي حاصل از اندازه گيري تيمارها به روش دانکن در سطح 5 درصد نشان داد که: تيمارهاي مختلف کيفيت آب بر عملکرد دانه اثر معني داري داشتند. عملکرد دانه با کيفيت آب 11 دسي زيمنس بر متر نسبت به 5 دسي زيمنس بر متر 50 درصد کاهش نشان داد. ارقام مختلف از نظر عملکرد اختلاف معني داري نشان ندادند. ارقام مهدوي و نيک نژاد به ترتيب بيشترين و کمترين عملکرد دانه را به خود اختصاص دادند.